<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات میان‌ رشته‌ای تمدنی  انقلاب اسلامی</title>
    <link>https://cir.ihu.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات میان‌ رشته‌ای تمدنی  انقلاب اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>جنگ رمضان، به مثابۀ یگانه جنگ تمدنی دورۀ مدرن</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210959.html</link>
      <description>جنگ‌های دورۀ مدرن، از جنگ‌های مذهبی اروپا (قرون 16 و 17)، تا جنگ‌های ملّی بین کشورهای اروپایی (قرون 18 و 19) و نهایتاً دو جنگ جهانی و سایر جنگ‌های پراکندۀ دورۀ معاصر که ماهیتی ایدئولوژیک داشتند، جملگی در درون مرزهای هویتی و تمدنی مدرنیته به وقوع پیوسته‌اند و هیچ یک از آن‌ها ظرفیت و داعیۀ فراروی از آرمان‌ها و غایات فرهنگ و تمدن مدرن و ایدئولوژی‌های آن را نداشتند. تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ماه رمضان سال 1404 شمسی(جنگ رمضان)، دفاع مقدس و مقاومت همه جانبه‌ای را از طرف ملت ایران رقم زد که در امتداد مواجهۀ تمدنی فرهنگ ایرانی-اسلامی و فرهنگ سکولار غربی است که به طور خاص از انقلاب اسلامی ایران آغاز شده است. اینکه چرا جنگ رمضان به مثابۀ یک جنگ تمدنی قابل تعریف است، پرسشی اساسی است که تفاوت ماهوی آن را با سایر جنگ‌های مدرن معین می‌کند و در این مقاله بدان پرداخته شده است. این پژوهش بر اساس روش تحلیلی و مبتنی بر مطالعۀ تطبیقی تمدن‌های ایرانی-اسلامی و غربی و تحلیل لایه‌های تمدنی آن‌ها و چگونگی مواجهۀ این لایه‌ها و امتداد آن‌ها تا مقابلۀ نظامی، به این نتیجه می‌رسد که جنگ رمضان به دلیل پیوند ضروری و تاریخی خود با این مواجهۀ تمدنی، ماهیتی تمدنی نیز پیدا می‌کند و از مرزهای هویتی و تمدنی مدرنیته فراتر می‌رود و مانند جنگ‌های دوران مدرن در درون این تمدن نیست، بلکه از خاستگاه تمدنیِ دیگری، در مواجهۀ با آن قرار می‌‌گیرد و از همین رو می‌توان گفت که تنها جنگ تمدنی(در امتداد دفدع مقدس هشت ساله) است که در عصر مدرن، به وقوع پیوسته است، چرا که تنها جنگی است که مصاف دو تمدن متمایز را به منصّه ظهور می‌رساند. جنگ رمضان مقابلۀ تمدنی است که از عصر روشنگری و با رویکردی سکولار، طرح‌های ایدئولوژیک متعددی را برای زیست انسان در زمین ارائه می‌کند و نهایتاً در دورۀ معاصر با بحران نیست انگاری مواجه می‌شود، با تمدنی نوظهور که مبتنی بر سنت ایرانی-اسلامی، نویدگرِ رهانیدن انسان از مسخ شدگیِ نیست انگاری غربی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی چالش‌های نظری و عینی گفتمان سکولاریسم در بازدارندگی فرآیند تمدن ‌سازی نوین اسلامی</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210862.html</link>
      <description>در پرتو فهم مبانی عقلانیت‌ شیعی به‌عنوان اساس نظریه حاکم بر جمهوری اسلامی و اندیشه تمدن‌ سازی نوین اسلامی، این پژوهش به تبیین چالش‌های فکری و ساختاری گفتمان سکولاریسم در فرآیند تحقق تمدن‌ نوین اسلامی می‌پردازد. این تحقیق به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که مصادیق عینی چالش‌های سکولاریسم در مسیر تمدن‌ سازی نوین اسلامی کدامند؟ نتایج این پژوهش که از روش اسنادی و کتاب‌خانه‌ای با رویکردی تفسیری بهره می‌برد نشان می‌دهد که دوگانگی در فهم و شناخت معارف دین، منجر به تجویزهای سیاسی مختلفی شده‌ است که نمودهای عینی آن عبارت‌اند از پندار هم ذاتی مسیحیت با اسلام، ارائه تفسیر حداقلی از دین، ترویج تبعیض جنسیتی، مخالفت با اسلامی سازی علوم و درنهایت کاستن از رسالت انقلاب اسلامی. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که سکولاریسم در سطوح معرفتی و عملی به‌عنوان یک مانع در مسیر تمدن‌آفرینی عمل می‌نماید. به‌نظر می‌رسد مجاهدت فکری هدفمند، مستندسازی علمی و گفتمان ‌سازی هوشمندانه برای اقناع افکار عمومی بتواند راهکارهای اساسی برای فائق آمدن بر این چالش‌ها و محقق نمودن اهداف تمدن‌آفرینی نوین اسلامی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظام‌سازی فقهی - حقوقی هوش مصنوعی در مقابله با تهدیدات فرهنگی</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210859.html</link>
      <description>با شتاب روزافزون فناوری‌، هوش مصنوعی به مثابه ابزاری راهبردی در حکمرانی، ضمن ایجاد فرصت‌های تمدنی، بستر شکل‌گیری تهدیدات نرم‌افزاری پیچیده‌ای شده است که امنیت ملی و بنیان‌های هویت فرهنگی جوامع را هدف قرار می‌دهد. از این‌رو، استقرار یک نظام فقهی-حقوقی منسجم در این زیست‌بوم، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای صیانت از مرزهای فرهنگی در برابر نفوذ بیگانه تلقی می‌گردد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با محوریت منظومه فکری مقام معظم رهبری به تبیین الزامات فقهی و حقوقی هوش مصنوعی جهت مقابله با این جنگ نرم می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که چالش‌هایی نظیر تهاجم فرهنگی سازمان‌یافته، نفوذ سبک زندگی غربی، تضعیف ارزش‌های اسلامی و انقلابی، تزلزل و فروپاشی نهاد مقدس خانواده، تخریب هویت ملی-دینی، سلطه گری مخرب رسانه‌ای، ولنگاری فرهنگی، ترویج اباحه‌گری و بی‌قیدی، و همچنین تحریف حقایق تاریخی در قالب «جنگ روایت‌ها» از جدی‌ترین مخاطرات این حوزه محسوب می‌شوند. در مقام پاسخ‌دهی به این تهدیدات، این مقاله ضمن تأکید بر رویکرد کلان «اسلامی‌سازی» به عنوان یک هدف عالی، چارچوبی مبتنی بر قواعد فقهی شامل «وجوب حفظ نظام»، «رعایت مصلحت و عدالت»، «قاعده نفی سبیل» (جهت نفی سلطه کفار)، «قاعده لاضرر» و «وجوب تعاون بر برّ و حرمت تعاون بر اثم» را در کنار الزامات حقوقی پیشنهاد می‌دهد. این الزامات با تکیه بر یک «الگوی تمدنی سه‌سطحی» (شامل غایت، ضابطه و ضمانت اجرا) بستری بنیادین برای تدوین سیاست‌های فرهنگی فراهم می‌آورند که فراتر از اعمال محدودیت‌های سلبی، به عنوان راهنمایی ایجابی جهت همسوسازی توسعه هوش مصنوعی با اهداف متعالی نظام اسلامی عمل می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی جایگاه و مدل‌های نقش آفرینی مردم در نظارت بر قدرت سیاسی در چارچوب اندیشه دولت مدرن و حکومت دینی</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210853.html</link>
      <description>مفهوم نظارت بر قدرت و طراحی سازوکارهای آن همواره در نظام‌های سیاسی محل تامل اندیشمندان حوزه حقوق، علوم سیاسی و مدیریت بوده است. اما مسئله اصلی این پژوهش، بیان مبانی نظری نظارت در دولت مدرن (رویکرد حق‌محور) و حکومت دینی (رویکرد تکلیف‌‌محور) و چالش‌های ناشی از تلفیق این دو دیدگاه در طراحی سیستم‌های نظارتی بومی است که منجر به ناکارآمدی در حکمرانی می‌شود. از این‌رو در پژوهش حاضر از طریق منابع کتابخانه‌‌‌ای به مطالعه تطبیقی مبانی و الگوهای نظارت در دولت مدرن و حکومت دینی (با تمرکز بر اقتضائات بومی ایران اسلامی) پرداخته می‌شود. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد در دولت مدرن، نظارت بر قدرت مبتنی بر حقوق شهروندی است و ریشه در انسان‌شناسی سوبژکتیویستی و بدبینی به قدرت دارد. به همین علت سازوکارهای آن خلاصه به نظارت بیرونی (تفکیک قوا، شفافیت) با رویکردی فرمالستی می‌شود. اما در حکومت دینی نظارت بر اساس تکلیف شرعی و انسان‌شناسی الهیاتی (جایگاه انسان به‌عنوان خلیفه‌الله) تعریف می‌شود. در این الگو، نظارت درونی یا همان تقوا محور است و نظارت بیرونی (امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر، گزینش کارگزاران، نهادهای واسط) بر آن استوار می‌گردد. همچنین عدم نظارت، موجب معصیت بوده و دارای عواقب دنیوی و اخروی است. نتیجه‌گیری آن است که الگوی نظارت در مردم‌سالاری دینی، با تکیه بر تکلیف‌گرایی شرعی و مسئولیت‌پذیری جمعی امت، ماهیتاً متفاوت از مدل سکولارِ حق‌محور است و غلبه بر چالش‌های نظام نظارتی موجود، مستلزم طراحی سازوکارهای بومیِ مبتنی بر اهداف و مبانی حکومت دینی، بدون التقاط با الگوهای دولت مدرن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی تحول علوم انسانی به سوی تمدن نوین اسلامی از منظر آیت الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی )</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210860.html</link>
      <description>علوم انسانی اسلامی یکی از مهم‌ترین چالش‌های فکری، علمی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می‌آید و همواره از اصلی‌ترین دغدغه‌های امامین انقلاب بوده است. اهمیت این موضوع از آن‌جا ناشی می‌شود که علوم انسانی رایج عمدتاً بر مبانی معرفتی و فلسفی غربی استوار است و در صورت بازسازی و بومی‌سازی نکردن، می‌تواند تعارضات جدی با مبانی دینی و فرهنگی جامعه اسلامی ایجاد کند. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در طول سه دهه گذشته، بارها در سخنرانی‌ها و دیدارهای تخصصی خود به‌ضرورت تحول در علوم انسانی تأکید کرده و آن را شرط اصلی پیشرفت واقعی کشور دانسته‌اند. از این‌رو بررسی دقیق اندیشه‌ها و بیانات ایشان در این حوزه، گامی اساسی برای دستیابی به الگوی بومی تحول محسوب می‌شود. در این پژوهش، با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون، تعداد 138 مضمون از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظله‌العالی استخراج گردید. سپس این مضامین در فرآیند کدگذاری و تحلیل به 41 مضمون پایه تقلیل یافت. در مرحله بعد، با ترکیب و سازمان‌دهی این مضامین، 29 مضمون سازمان دهنده شکل گرفت و درنهایت 5 مضمون فراگیر نهایی تدوین شد. بر اساس این مضامین فراگیر و با اتکا به راهبردهای کلان استخراج‌شده، الگوی جامع تحول علوم انسانی اسلامی طراحی گردید که می‌تواند مبنای نظری برای سیاست‌گذاری علمی و دانشگاهی کشور قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی گفتمان تمدنی مسجد در عصر مدرن: تحلیل فضای مجازی پیرامون مسجد جامع شهرک قدس تهران در پرتو نظریه تولید فضا</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210861.html</link>
      <description>مساجد بافت شهری ایران در دوران مدرنیته، تحولات کارکردی و معنایی پیچیده‌ای را تجربه کرده‌اند. مسجد جامع شهرک قدس تهران، از نمونه‌های این تحول است. پژوهش پیش رو با مطالعه موردی به بررسی گفتمان غالب کاربران فضای مجازی درباره کارکرد آن و تبیین ریشه‌های اجتماعی بازنمایی حادث می‌پردازد. برای این منظور از روش کیفی و راهبرد تحلیل گفتمان بهره گرفته شده است. داده‌های تحقیق، شامل 120 نظر کاربران از میان 517 نظر ثبت‌شده در بازه زمانی 8 ساله (1404-1395) در پلتفرم گوگل بود که با نمونه‌گیری سیستماتیک انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها بر اساس مدل شش مرحله‌ای براون و کلارک (2006) و با بهره‌گیری از چارچوب نظری تلفیقی &amp;amp;laquo;تولید فضا&amp;amp;raquo;ی لوفور، &amp;amp;laquo;سکولار شدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بازنمایی&amp;amp;raquo; انجام پذیرفت. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج سه مضمون فراگیر شد: کارکردهای &amp;amp;laquo;محوری&amp;amp;raquo; (معنوی، انتقادی و فرهنگی)، &amp;amp;laquo;وابسته&amp;amp;raquo; (مدیریت، مراسم و رفاهی) و &amp;amp;laquo;گسسته&amp;amp;raquo; (تجملی، نمایشی، مجلس ترحیم، دسترسی مکانی و زیرساخت شهری). یافته‌ها نشان می‌دهد بازنمایی کاربران، مسجد را عمدتاً به‌عنوان &amp;amp;laquo;سالنی مجلل برای مراسم ختم قشر مرفه و مشهور&amp;amp;raquo; تصویر می‌کند. که در تقابلی آشکار با کارکردهای عبادی مسجد قرار دارد. شکاف موجود را می‌توان نشان‌دهنده &amp;amp;laquo;تولید فضایی&amp;amp;raquo; تفسیر کرد که در آن، کنش‌های فضایی مسلط (مراسم ختم تجملاتی) بر فضای بازنمایی رسمی (طراحی چند کارکرده) غلبه یافته و درنهایت به شکل‌گیری یک فضای بازنمودی خاص (نماد سکولار شدن و شکاف طبقاتی) منجر شده است. نتایج حاکی از آن است که مسجد مذکور به عرصه‌ای برای کشمکش بر سر معنا و تصاحب فضای عمومی توسط منطق سرمایه و نمایش منزلت اجتماعی تبدیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مفهوم پیشرفت در چهارچوب نظریه تمدنی مقام معظم رهبری: خوانشی تحلیلی از بیانیه گام دوم</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210856.html</link>
      <description>در قرن معاصر، گفتمان مسلط توسعه- با خاستگاه غربی- با بازتعریف پارادایم پیشرفت در چارچوب مدرنیته، آن را به شاخصی جهان‌شمول برای سنجش وضعیت کشورها تبدیل نموده است. این پارادایم با تقلیل فرآیند توسعه به الگوی خطی غربی‌سازی، ضمن نادیده انگاشتن مبانی تمدنی- فرهنگی جوامع غیرغربی، معیارهای توسعه را منحصراً در شاخص‌های کمّی اقتصادی محدود ساخته است. چنین رویکردی نه‌تنها ابعاد هنجاری و عدالت بنیاد پیشرفت را مغفول می‌گذارد، بلکه با نفی تکثر الگوهای توسعه، نوعی امپریالیسم نظری را در عرصه مطالعات توسعه تثبیت نموده است. انقلاب اسلامی ایران با طرح گفتمان بدیل &amp;amp;laquo;پیشرفت اسلامی-ایرانی&amp;amp;raquo; و با شعار بنیادین استقلال تمدنی (نه شرقی، نه غربی)، مبانی معرفتی جدیدی در عرصه نظریه‌پردازی توسعه ارائه نموده است. این پژوهش با اتخاذ روش تحلیل مضمون و با تمرکز بر منظومه فکری مقام معظم رهبری، درصدد است مؤلفه‌های کلیدی الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی را در چارچوب نظریه تمدنی ایشان مورد واکاوی قرار دهد. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که پیشرفت &amp;amp;laquo;صیرورت نیل به حیات طیبه&amp;amp;raquo; تعریف می‌شود که در چارچوب نظریه تمدنی، حرکتی پویا، چندبعدی و غایت‌گرا را ترسیم می‌نماید. تطبیق ابعاد چهارگانه (فکر، علم، زندگی، معنویت) با مؤلفه‌های هفت‌گانه بیانیه گام دوم و ابعاد پیشرفت در تحلیل مضمون بیانات مقام معظم رهبری در مورد پیشرفت نشان می‌دهد که؛ چارچوب کلی پیشرفت کشور برگرفته از معنویت، فکر و علم و پژوهش است که در عرصه‌های مختلف زندگی می‌بایست ظهور و بروز داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه میان مصرف رسانه‌ای شهروندان تهران با میزان مشارکت سیاسی و اعتماد آن‌ها به ج.ا. ایران</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210855.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی مرجع خبری شهروندان تهرانی و رابطه آن بر اعتماد سیاسی و مشارکت سیاسی در سال 1403 انجام شده است. با توجه به اهمیت رسانه‌ها در شکل‌دهی نگرش‌های سیاسی، این مطالعه به بررسی تأثیر نوع مصرف رسانه‌ای بر میزان اعتماد به نهادهای حکومتی و میزان مشارکت در فرآیندهای سیاسی پرداخته است. سؤال اصلی پژوهش این است که: مرجع خبری شهروندان تهرانی چه رابطه‌ای با اعتماد و مشارکت سیاسی آنان دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر از روش پیمایشی استفاده کرده و داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری شامل شهروندان تهرانی بوده (406 نفر) و نمونه‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای انجام شده که در سطح مناطق 22 گانه تهران و در سال 1403 توزیع شده است. حجم نمونه (406 نفر) با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای آماری تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش بر اساس تحلیل و وزن‌دهی داده‌ها نشان می‌دهد که مصرف رسانه‌های داخلی در میان گروه‌های سنی بالاتر و طبقات متوسط جامعه با افزایش اعتماد و مشارکت سیاسی همراه بوده است، در حالی که مصرف رسانه‌های خارجی و مخالف نظام، به‌ویژه در میان جوانان و افراد دارای تحصیلات دانشگاهی، موجب کاهش اعتماد سیاسی و افزایش بی‌تفاوتی سیاسی شده است. همچنین، شفافیت در اطلاع‌رسانی و جذابیت محتوای رسانه‌های داخلی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر گرایش مخاطبان به این رسانه‌ها شناخته شد. بر پایه این یافته‌ها، اصلاح سیاست‌های رسانه‌ای داخلی در جهت تنوع‌بخشی به محتوا، افزایش شفافیت و ارتقای سواد رسانه‌ای شهروندان می‌تواند به بازسازی اعتماد عمومی و تقویت مشارکت سیاسی منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر گردشگری مذهبی در تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت (مطالعه موردی: شهر آران و بیدگل)</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210857.html</link>
      <description>گردشگری مذهبی به‌عنوان یکی از پررونق‌ترین گونه‌های گردشگری، به‌دلیل ویژگی‌های معنوی و فرهنگی، نقش مهمی در توسعه اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، کالبدی و زیست‌محیطی مناطق دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر گردشگری مذهبی در تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در شهر آران و بیدگل انجام شده است. این شهر با برخورداری از اماکن مذهبی و آیین‌های سنتی، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری مذهبی دارد. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کمی، داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای با مقیاس لیکرت از ۳۸۲ نفر از ساکنان شهر جمع‌آوری و با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. نتایج آزمون T تک نمونه‌ای نشان داد که شاخص‌های اقتصادی (میانگین 76/2)، فرهنگی-اجتماعی (76/2)، کالبدی-فضایی (90/2) و زیست‌محیطی (79/2) تأثیر کمتری از حد انتظار (۳) در تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت داشته‌اند. مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که شاخص کالبدی-فضایی با بار عاملی 95/0 بیشترین تأثیر را دارد. این یافته‌ها حاکی از وجود موانعی مانند ضعف زیرساخت‌ها و مدیریت ناپایدار است. پیشنهادات پژوهش شامل تقویت زیرساخت‌های کالبدی، مدیریت اثرات زیست‌محیطی، ارتقای آگاهی فرهنگی و حمایت از کسب‌وکارهای محلی است. این مطالعه بر ضرورت سیاست‌گذاری برای بهره‌برداری بهینه از ظرفیت‌های گردشگری مذهبی در راستای تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جهت‌گیری تمدنی طرح توسعه حمل‌ونقل محور شهرداری تهران و اثرات آن بر شهروندان تهرانی</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210858.html</link>
      <description>یکی از رویکردهایی که در دهه‌های گذشته برای حل مشکلات شهرها در ادبیات نظری و تجارب جهانی شهرسازی مطرح شده، رویکرد توسعه حمل‌ونقل محور (TOD) است. توسعه حمل‌ونقل محور، راهبردی است که نوشهرگرایان آمریکایی برای ایجاد فضاهای متراکم، پیاده‌محور و متنوع در مجاورت ایستگاه‌های حمل‌ونقل عمومی در حومه‌های پراکنده شهری مطرح کرده‌اند‌. شهرداری تهران نیز از این عنوان استفاده کرده و اعلام کرده که توسعه حمل‌ونقل محور را با اهدافی چون نوسازی، تأمین مالی مترو و مسکن و تحقق شهرسازی ایرانی- اسلامی در اطراف ایستگاه‌های متروی درون شهر تهران دنبال می‌کند. بااین‌حال، ابهامات و نگرانی‌ها در مورد پیامدهای اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی و عدم تطابق احتمالی با هویت بومی، ارزیابی دقیق پیش از اجرای کامل را ضروری می‌سازد. این پژوهش با هدف تحلیل اثرات بالقوه طرح توسعه حمل‌ونقل محور شهرداری تهران بر محلات و سبک زندگی شهروندان، از دیدگاه ذی‌نفعان محلی، صورت گرفته است. بدین منظور در یک طبقه‌بندی کلان از جهت‌گیری‌های تمدنی نظریات اجتماعی، سه جهت‌گیری اصلی شامل استیلا (متکی بر ترس)، بازار (متکی بر طمع) و اخوت (متکی بر محبت) صورت‌بندی شده و تلاش شده که مشخص شود ایده توسعه حمل‌ونقل محور به کدام یک از این سه دسته نظریه اجتماعی نزدیک‌تر است. بدین منظور، تحقیق حاضر پیمایش کمی داده‌ها را از طریق پرسش‌نامه از ۳۷۸ نفر از ساکنین، شاغلین و رهگذران در شعاع ۸۰۰ متری چهار ایستگاه منتخب مترو (میرداماد، مدافعان سلامت، شهید قدوسی، شهرک شریعتی) در دستور کار قرار داده است. نتایج نشان داد که از نظر پرسش‌شوندگان، اجرای طرح توسعه حمل‌ونقل محور در شهر تهران، الگوی نظریه اجتماعی بازار را ترویج خواهد کرد و شهر را از نظام اجتماعی اخوت دور خواهد ساخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکردشناسی فرهنگی-ارتباطی پایگاه‌های قرآنی مساجد</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210863.html</link>
      <description>مسجد، از صدر اسلام تا به کنون دارای کارکردهای مختلفی بوده است. این کارکردها، دارای جنبه‌های مختلف فرهنگی و ارتباطی هستند. ترویج فرهنگ قرآنی، در بین کارکردهای فرهنگی و ارتباطی مسجد، دارای محوریت و اهمیت خاصی بوده است. گسترش فرهنگ با محوریت مسجد در تعالیم اسلامی و سیره اهل‌بیت دارای اهمیت ویژه‌ای بوده است. رهبر انقلاب اسلامی هم در نسبت با همین تعالیم، سیاست گسترش مساجد به مثابه پایگاه قرآنی را در سال 1401 ابلاغ کرد. تحقق این سیاست به گسترش فرهنگ قرآنی به عنوان یک امر تمدنی با محوریت مسجد منجر می شود.در جهت تحقق این سیاست، لازم است پژوهش‌هایی صورت بگیرد و از جمله مهم‌ترین پژوهش‌ها، بررسی کارکردهای فرهنگی و ارتباطی پایگاه‌های قرآنی در مساجد می‌باشد. ارائه کارکردهای فرهنگی و ارتباطی و تحقق آن ها در مسجد، می تواند به گسترش فرهنگ قرآنی به مثابه امور عینی فرهنگ در لایه های مختلف ارتباطی منجر شود. پس از فهم مسئله و جایگاه نظری آن، داده ها به وسیله انجام مصاحبه با خبرگان (31 مصاحبه) تجمیع گردید. پس از مرحله گردآوری، با استفاده از روش تحلیل مضمون، 211 مضمون پایه، 61 مضمون سازمان‌دهنده و 11 مضمون فراگیر استخراج شد. بر اساس نتیجه به دست آمده: 8 مضمون فراگیر به عنوان کارکرد فرهنگی (تبلیغی-ترویجی، آموزشی-تربیتی، شبکه سازی ولایی، انسجام تمدنی، ایجاد سازمان اجتماعی امت ، مشارکت مردمی، حمایتی و خدماتی) و 3 مضمون فراگیر (ایجاد پیوندهای شبکه‌ای تمدنی ، ارتباط با مخاطب و تولید رسانه‌ای) به عنوان کارکرد ارتباطی به دست آمده است. این کارکردها، به تحقق امر قرآنی در جامعه به مثابه یک پایگاه قرآنی منتج می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی تمدنی نقش اجتماعی - سیاسی زن در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210864.html</link>
      <description>جایگاه زن و نوع نقش‌پذیری او، از مسائل بنیادین در هندسه تمدن اسلامی است و می‌تواند مسیر تعالی یا انحطاط جامعه را تعیین کند. پژوهش حاضر با رویکردی درون‌دینی و بر پایه روش کیفی تحلیل مضمون، به واکاوی نقش اجتماعی ـ سیاسی زن در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد. برای این منظور، مجموعه بیانات ایشان در حوزه زن و خانواده گردآوری و تحلیل شده و مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر استخراج گردید.یافته‌ها نشان می‌دهد که نقش زن در این منظومه در دو سطح مکمل &amp;amp;laquo;نقش مستقیم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نقش غیرمستقیم&amp;amp;raquo; قابل تبیین است. نقش مستقیم شامل مشارکت عینی در فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، مسئولیت‌های حکمرانی و دفاع از حقوق زنان است. در حالی‌که نقش غیرمستقیم از طریق تربیت نسل، پشتیبانی معنوی خانواده و جهت‌دهی به رفتار اجتماعی و سیاسی جامعه اعمال می‌شود. تحلیل نهایی نشان می‌دهد که این دو نقش نه‌ تنها متعارض نیستند، بلکه در منظومه فکری رهبری، اجزای یک مدل کل‌نگر از زن تمدن‌ساز را شکل می‌دهند. این الگو، با اضافه کردن نقش غیرمستقیم، نقش زن را از سطح کنش اجتماعی صرف فراتر برده و آن را به یک مؤلفه راهبردی در روند تحقق تمدن نوین اسلامی تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمرانی روایی؛ تبیین مولفه‌ها و الگوی روایت مؤثر بر ایجاد کنش جمعی در بستر حکمرانی</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210865.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین این مسئله که چه عاملی فراتر از محاسبات عقلانی و منافع فردی، موجب شکل‌گیری کنش جمعی خودجوش در میان جوانان می‌شود، به بررسی نقش محوری &amp;amp;laquo;روایت&amp;amp;raquo; در چارچوب حکمرانی روایی می‌پردازد. در بستر جامعه ایران، که انقلاب اسلامی واجد ماهیتی تمدنی و مبتنی بر بسیج آگاهانه و داوطلبانه کنشگران اجتماعی است، فهم سازوکارهای رواییِ برانگیزاننده کنش جمعی اهمیتی دوچندان می‌یابد. مسئله اصلی تحقیق، خلأ موجود در ادبیات بومی در ارائه یک الگوی نظام‌مند و تجویزی از مولفه‌های سازنده روایت مؤثر برای بسیج اجتماعی جوانان است. بر این اساس، هدف پژوهش شناسایی و تبیین این مولفه‌ها و ارائه یک الگوی مفهومی کارآمد بود.این تحقیق با اتخاذ پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی، از راهبرد مطالعه موردی (قرارگاه قرب بقیه‌الله عج) بهره برد و داده‌ها از طریق 23 مصاحبه عمیق نیمه‌ساخت‌یافته با نخبگان و متخصصان حوزه روایت و کنشگری اجتماعی گردآوری و با روش تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته‌ها به استخراج یک الگوی جامع نُه‌گانه از مولفه‌های روایت مؤثر انجامید که شامل هویت‌بخشی و معناسازی جمعی، برانگیختگی عاطفی، وضوح و سادگی، اصالت و باورپذیری، تکرار و استمرار، هنرمندی در داستان‌پردازی، همسویی با ارزش‌ها و ایجاد الزام اخلاقی، ایجاد حس عاملیت و ایجاد چشم‌انداز پایدار است. نتایج نشان می‌دهد روایت مؤثر، اکوسیستمی پویا و فرآیندی است که در چهار مرحله از ایجاد اعتماد تا پایداری حرکت عمل می‌کند و دلالت‌های نظری و کاربردی مهمی برای سیاست‌گذاران و کنشگران فرهنگی در مسیر تقویت حکمرانی روایی و پیشبرد پروژه تمدنی انقلاب اسلامی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انسانِ حیّ متألّه و فلسفه علم دینی: مبانی انسان‌شناختی و معرفت‌شناختی علوم انسانی اسلامی در اندیشه آیت‌الله جوادی آملی</title>
      <link>https://cir.ihu.ac.ir/article_210866.html</link>
      <description>مسئله‌ی بنیادین در منظومه معرفتی آیت‌الله جوادی آملی، تبیین نسبت انسان، علم و توحید است. او با اتکاء بر حکمت متعالیه و تفسیر وجود در پرتو قرآن، انسان را حیّ متألّه می‌داند؛ موجودی که در مراتب وجودی خود، مظهر اسماء و صفات الهی است و از این‌رو، علم و معرفت در ذات او نحوی از وجود و شهودند. علم دینی در این دستگاه، تفسیر فعل خدا و انکشاف حقیقت در نظام تکوین است؛ زیرا جهان، فعل خدا و انسان، آینه علم اوست. ازاین‌رو، علم غیردینی از منظر وی امری متناقض است. هدف این پژوهش، بازخوانی فلسفی و نظام‌مند پیوند میان انسان‌شناسی متألّه و معرفت‌شناسی علم دینی در اندیشه علامه جوادی آملی است. پژوهش با روش تحلیل فلسفی ، تفسیری و استنتاج مفهومی انجام شده و بر پایه آثار اصلی ازایشان سامان یافته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که عقل و وحی در این منظومه، دو منبع طولی معرفت‌اند و علم دینی در سه سطح محتوا، مبنا و غایت معنا می‌یابد. بازسازی علوم انسانی اسلامی نیز تنها با بازفهمی فلسفی از انسان ممکن است؛ زیرا انسان متألّه، هم موضوع و هم معیار علم است و در او، عقل قدسی، فطرت الهی و شهود عرفانی در وحدت توحیدی جمع‌اند. این پژوهش نتیجه می‌گیرد که بازگشت علم از طبیعت‌شناسی به خلقت‌شناسی، و از عقل ابزاری به عقل الهی، شرط امکان تحقق علوم انسانی اسلامی است. علم دینی در اندیشه آیت الله جوادی آملی نه مجموعه‌ای از گزاره‌های دینی، بلکه چهره نظری انسانِ حیّ متألّه است؛ انسانی که در پرتو عقل، وحی و شهود، علم را به مقام عبادت و وجود الهی ارتقا می‌دهد.کلیدواژگان: آیت‌الله جوادی آملی، انسانِ حیّ متألّه، فلسفه علم دینی، عقل و وحی، علوم انسانی اسلامی&amp;amp;emsp;</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
